اوليويه ( مترجم : محمد طاهر ميرزا )
106
سفرنامه اوليويه ( فارسى )
بطلميوس ، ديودور ، و سيسلين ] در جهت شرقى « مديه » ( ماد ) قرار دادهاند . شهر قديم قم ، قدرى در طرف جنوب غربى اين شهر جديد بوده كه اكنون بعضى از خرابهء آن باقى است . برج يا منارهء مخروطى الشكل كه بيست و شش قدمى در پايين و دور دايرهء آن است ، نيز موجود است . يكى از سياحان براى « دوبروين » « 11 » شرح مفصلى از اين مناره ذكر كرده است . بر حسب رصد اعراب ، شهر قم در عرض سى و چهار درجه و چهل و پنج دقيقه واقع است . اين شهر كه در زمان سلاطين صفويه پانزده هزار خانه و بيشتر از صد هزار جمعيت داشته ، اكنون غير از خرابهاى نيست . اگر پنجاه خانه داشته باشد ، آن هم به جهت احترام مدفن دختر حضرت موسى الكاظم عليهما السلام و به جهت قبور سلاطين ايران از شاه صفى به بعد است كه فى الجمله از چنگ انهدام و خرابى خلاصى يافتند . در استيلاى افغان صدمات بسيارى به اين شهر وارد آمد . در ايام غلبهء ابراهيم شاه ، اكثر خانهها منهدم و بسيارى از اهل شهر به شمشير قتل ، راه عدم پيمودند . در ايام كريم خان قدرى آسوده بودند . اما بعد از فوت او دفعات و كرات ، گاهى به چنگ آغا محمد شاه ، و گاهى به دست على مراد خان و گاهى به تصرف جعفر خان گرفتار بودند . در اكثر اين گيرودار ، حكم نهب و تاراج دربارهء ايشان مجرى شد و ساكنين فرار كردند و مساكن خراب شدند . هنگامى كه ما به اين شهر رسيديم ، سيصد نفر در شهر بيشتر نبودند . از يكى علت قلّت اين جمعيت را استعلام كرديم ، آهى كشيد و اشكى ريخت و پاسخ داد كه چه گويم . آيا آثار خرابى خانههاى ما را كه تلّى خاك شدهاند نمىبينيد ؟ و نمىدانيد كه اين قدمهايى كه برمىداريم ، در روى اجساد مقتوله پدران و پسران و برادران و اطفال خويشان ماست ؟ اين آيا از ظلموجور بىنهايت و بىحساب رؤسا و حكّام خبر نمىدهد ؟ تاكنون مزارع لميزرع و زمينهاى باير و دهات خراب و مردمانى كه از اغتشاش داخلى گرفتار فقر و فاقه گرديده بودند ، بسيار ديده بوديم و بسيار تحيّر و تأسف مىخورديم ، امّا از ديدن چنين شهر متبرّكهاى كه بتازگى گرفتار فلاكت و مبتلاى چنين مصيبتى شده بود و خاصه از ديدن جمعيت بيچارگان پريشانحال و بد
--> ( 11 ) . « كرنليس دوبروين » در 28 ژوئيه 1701 ميلادى از شهر لاهه هلند كه زادگاهش بود به طرف ايران روانه شد . در سال 1703 ميلادى از طريق مسكو ، هشترخان ، دربند ، اردبيل ، زنجان ، قزوين ، قم و اصفهان وارد پايتخت دولت صفوى شد . وى مشاهدات چهار ساله سفر خود را در ايران و ممالك شرق در دو جلد و به همراه نقاشيهاى بسيار زيبايى از ايران صفوى به رشته تحرير درآورد كه در سال 1711 ميلادى در آمستردام به چاپ رسيد . [ Cornelis de Bruin : Reisen over Moskowie door Persien en Indien [ . ( 1711 Amsterdam , )